رو چشمات ميشی عين اين زن خارجيه که عکساش هست ولی توخيلی خوشگلترميشيا...
عشق وقتی مثه ستاره هاس که : از خواب بيدار بشی و دلت هوس
کنه بوسم کنی ...
عشق وقتی خدا رو هم آروم ميکنه که : قصدت باشه برا روز زن گل و
مانتو سفيد بخری برام ولی پول نداشته باشى و چقد
شيرينه که بهش فکر کردی ....
عشق وقتی رنگش مهتاب وار ميشه که : زنگ بزنی بهم و من
هنوزم که هنوزه همون خانومیه روز اول باشم برات ...
عشق وقتی زلال مثل دریاچه است که : بگی خانومم چند وقته
ديگه يادت رفته تو جمله هات از کلمه
اوچيک "کوچک خودمان" استفاده کنیا ...
من اوچيک گفتناتو دوس دارما، حالا برام بگو!
منم شيطون بشمو بگم : من يه اوچيکی اصلا دوست ندارم! تو هم فشارم بدی و
بدی و بگى : الهی من قربون ديبی خودم برم که برعکس حرف ميزنه ...
عشق وقتی هم صدای باروون ميشه که : صدآت بزنم جوادم
و تو بوسه باروونم کنی ..
عشق وقتی آسمونيه : که از شرکت بيای بين کارت با اونهمه مسافت
که يک ساعت پيشم باشی بعد بری .
برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق اجاره ای,عشق ودموع,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشق بي پايان,
نویسنده: بهار نیکنام